"شب مهتابهِ ُ مه در فرازه، عزیزم خوابهِ ُ در خوابِ نازه ؛
بگو مهتاب! تو آروم تر گذر کن! صدای تو بیدارش نسازه؛
بشینم گُل برای او فرستم، بهار و زنبق و شب بو فرستم
بهار و زنبق و شب بو نه چندون؛ گُل دل، پیش او گُل رو فرستم..."
بگو مهتاب! تو آروم تر گذر کن! صدای تو بیدارش نسازه؛
بشینم گُل برای او فرستم، بهار و زنبق و شب بو فرستم
بهار و زنبق و شب بو نه چندون؛ گُل دل، پیش او گُل رو فرستم..."
0 comments:
ارسال يک نظر