"هزار آسمان بی اردیبهشت...*"

آکادمیک نوشت - پیش تر از صفت "لاولی"، زیاد برای دکتر سربازی استفاده کردم، "یه عالمه لاولی دکتر سربازی"...به آقای سوپروایزرم ایمیل زدم به نیت تشکر، این مدلی که "درسته من سر این پیپر خیلی از شما اذیت شدم، اما بهرحال خیلی چیزا ازتون سر تزم یاد گرفتم و ازتون ممنون همیشه"؛ و خب اخه خودش نبود، خداش که هست، واقعی اش اینه که بهمون خیلی یاد داده... اوهوم، من اگه جای ایشون باشم، ژورنال این دختر طخس (املاشو نمیدونم) رو ریوایز نمیکنم :D  منم البته بعد از اینهمه ریوژن های خودم، میخوام مستقیم ژورنال رو بدم به لاولی استادم.


یه پستی رو میخوندم، نوشته بود "بعضی ها حرف زدنشان خوب است، بعضی ها عطری که میزنن، بعضی ها لبخندشان، بعضی ها منش شان، ببعضی ها مردنشان برایت، و بعضی ها بمیری برایشان خوب است"؛ این "بعضی ها بمیری برایشان... و بعضی ها منش شان" رو  یه عالمه لایک دارم بهش.

یعنی یه عالمه لایک به این روزهای آخر پاییز* که داره تموم میشه و آرزو میکنم روزهاش از هم جلو بیفتن هی؛ غمگین ئه -اما جمله ای که دوس دارم رو اینجا هم بگم ;)- "خود پاییز نیست، اما خداش که هست"، واقعی اش اینه که با تمام غمگینی اش، ویژه هم بود روزهاش و من حس خوبمه به کارهایی که باید انجام میشد.